نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه / زهرا حسینی-پژوهشگر و کارشناسی ارشد روابط بین الملل
نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه - کابل /عباسعلی داروی- استاد دانشگاه- تهران
نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه - کابل/عباسعلی داروی- استاد دانشگاه- تهران
Water resources management refers to a set of actions aimed at preserving, utilizing, and improving the quality of water resources.
نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه - کابل.
ارایه کننده: محمدکاظم سروری
دانشمندان تعصب را به روش تبعیضی، عصبیت قومی و حسادت اجتماعی تشبیه کرده اند و آن را نوعی حرکت خشونتبار در مقابل یک توده و یا یک کتلهی مردم که با آنها از لحاظ نژاد، زبان و... متفاوت است، میدانند.
تبارز تعصب، مبتنی بر شرایط و محیط پیرامون هر قوم و جامعه میباشد که با این حال، انواع و اقسام متفاوت را شامل میشود. بهطور مثال؛ دید منفی یک گروه در برابری گروه دیگر که تفاوتهای از قبیل مذهب، فرهنگ، عقیده و حتی موقف اجتماعی خاصی که دارد؛ احساسات طرف را بر میانگیزد و او را در صدد میسازد تا این موارد را به نحوی نابود کند؛ هرچند که چنین یک دید منفی، عواقب ناگوار و غیر مقابل جبران را به همراه داشته باشد.
اگر به تاریخچهی تعصب بنگریم که همان حسادت و یا تنگ نظری است، از روزگاری قدیم و حتی در دوره حَجَر در بین جامعه بشری موجود بود و انسان های ابتدائی نیز به خاطر بقای حیات خود، برای تأمین غذا و مسکن با بهکارگیری زور، دست به غارت و اموال دیگران میزدند. اما، اینک همه چیز تغییر شکل نموده اند، ولی تعصب با همان بار منفی و زشت خود به جا مانده و حال در دنیای مدرن در سطح کلان به عنوان یک حربهی مهلک سیاسی مورد بهره گیری قرار میگیرد.
برای تبارز تعصب در مثال؛ برتری جویی هیتلر را به یاد میآوریم که با دُرفشی که آلمانیها نژاد برتر اند، به چی تعداد انسانها را به خاک وخون کشانید! دور نرویم در افغانستان هم مثالهای زیادی داریم که باعث شد گروهی را قتل عام کنند که همه از همان تعصب قومی سرچشمه گرفته بود. هرچند با پیشرفت علم و فنون، تعصب در کشور اندکی فروکش کرده است، اما کماکان بهطور غیر مستقیم از سوی بعضی از حلقات بکار گرفته میشود که تلنگر باید داد عواقب خطرناکی را به دنبال خواهد داشت؛ چون دیگر موقعی دهههای گذشته نیست؛ حالا همه با سلاح قلم و علم مسلح اند که هر گز و تحت هیچ شرایطی، کرنش نمیکنند و سخت کشنده و زجر دهنده خواهند بود. داکتر سخی اشرف زی در مقاله اش بیان کرده است که تعصب نمیتواند ارثی باشد؛ وی برای اثبات ادعای خود دلیل میآورد و مینویسد که؛ یک طفل نوزاد از بطن مادر، متعصب تولد نمیشود پس تعصب یک روش کسبی است.
برای بیشتر روشن کردن بحث نیاز است که به عوامل تأثیر گذار در کسب تعصب در افغانستان اشاره کنیم. اگر بخواهیم بحث را علمی طرح کنیم، ناگزیر به شیوه جامعه شناسان تمسک کنیم. از دید جامعه شناسان برای پذیرش فرهنگ و اجتماع، انسان از خانواده شروع میکند سپس، محیط بیرون از خانه، مکتب و مراکز آموزشی و دانشگاه ها است و در اخیر، بهطور اختصار میتوان چگونگی تبلیغات وکارکردهای دستگاه حکومت را نیز مشمول این فرآیند نمود.
هرچند عوامل دیگر هم دخیل اند اما بنابر عدم مجال نمیتوان به آنها اشاره کرد. در این مجال، این سه عنصر، اساسی ترین مراحل شکل گیری تعصب است که در ذیل به آن می پردازیم:
یک) نقش فامیل در کسب تعصب
در این تردیدی نیست که طفل از بطن مادر، متعصب به دنیا نمیآید. چه از مادر و پدر پشتون، تاجک، هزاره، ازبیک و یا ایماق باشد از تعصب بو نمیبرد و حتی توان حرف زدن را ندارد. حرف زدن وی هم نیازمند تعامل با مادر است. به نتیجه یک کار علمی اشاره می کنیم که تعدادی از دانشمندان مصمم شدند تا حدودی پنجاه طفل را بخواهند زبان جدید یاد دهند و به کسانیکه به آنها خدمت میکرد تذکر داده بودند که به هیچ عنوان صحبت نکنند جز اینکه غذا دهند و بر گردند؛ پس از مدتی دیدند که همه اطفال گنگ شدند و کاری نتوانستند که دوباره آنها را به زبان آورند با این نگاه حتی حرف زدن هم اکتسابی است و مربوط به ازمنه خاص است.
با این نگاه، طفل با مرور زمان همهی موارد از قبیل حرف زدن، نان خوردن، قدم زدن و تمامی صفات بد و خوب را از فامیل خود کسب میکند. پس، هر عملکردی که بر محیط زندگی فامیلی حاکم است و فرق نمیکند که آن اخلاق باشد و یا عنعنات، همه را از خانواده خود کسب میکند. پس، روشن است که اگر در فامیل رفتار تعصب گرایانه علیه گروه، قوم و یا کتلهی حاکم باشد، این طفل هم متعصب به بار میآید و به خود دیکته میکند که هر بار آن گروهی را که فامیل اش، روزی در بارهی آنها صحبت میکردند بیبند، از خود واکنش نشان دهد که خود نمایانگر تعصب وکسب آن از محیط فامیل است.
دو) نقش مکتبها، مراکز آموزشی و دانشگاه ها
قبلاً یاد آوری کردیم که پس از خانه، محیط دوم برای یک طفل، مکتب و مراکز آموزشی به شمار میآید. در این مکانها با رویههای تازه رو در رو میشود.؛ این محیط است که چیزهای جدید را به طفل ارمغان میدهد.
اگر استاد، زمانیکه در صنف تدریس میکند متعصب باشد و رفتار زشت را نسبت به بعضی از شاگردان و دانشجویان به پیش گیرد، یقیناً در ذهن نا خودآگاه این قشر ذخیره شده و روزگاری با طرق مختلف تجلی پیدا میکند که یکی از انواع آن، همین تعصب و تبعیض علیه تعلقات استاد همچون قوم، مذهب، زبان و... میگردد. با خود تلقین میکند که فلان استاد به دلیل اینکه من از فلان قوم بودم، نمره ام را کم داده است و این موضوع گسترش مییابد و حتی در دانشگاه هم همراه اوست و دیگران را نیز دعوت میکند. پس، رفتار اساتید، دانشجویان و دانش آموزان در محیط علمی، مهمترین عامل پیدایش تعصب است. دلیل بر این مدعای ما به وفور است؛ اگر شما دقایقی در کنار یک دانشجوی دانشگاه کابل بنشینید؛ میشنوید که چه چیزی در روابط اساتید و دانشجویان حاکم است.
سوم) نقش کارکردهای دستگاه دولت در کسب تعصب
از آن جهت که ملت افغانستان را اقوام مختلف تشکیل میدهد، بناءً نیاز است که دولت افغانستان یک پالیسی مشخص را برای ارائه خدمات ادارات دولتی، ترفیع رتب، استخدام مأمورین دولتی و موارد دیگر، تعقیب و به مرحله اجرا بگذارد. در غیر آن هر نوع تبعیضات وکمی وکاستی سبب واکنش های اقوام ساکن در افغانستان خواهد شد.
مثال عینی آن، همین جنبش روشنائی است که بنابر برداشت مسئولین این جنبش یک نوعی از تبعیض سیستماتیک علیه قوم خاص است. محرک اصلی این جنبش، براساس گفته های هیئت رهبری آن، این دلیل است که سالهاست نسبت به ولایات مرکزی مخصوصاً ولایت بامیان بیتوجهی صورت گرفته و دید حکومت به آن تبعیضی و تعصب گرایانه است.
پس اگر انکشاف متوازن در ولایات مدنظر نباشد، نوع تعصب مردم آن گروه خاصی به حاشیه رانده شده از سوی حکومت را، به همراه خواهد داشت.
در فرجام؛ هر چند مجالی برای تحلیلی این مباحث نداشتم و به عنوان یک مقدمه کوتاه تذکر رفتم ولی اصل این مورد را در صورت علاقه مندی میتوانید در سایر منابع از همین نویسنده دریابید.
با هرروی، به عنوان نتیجه؛ متأسفانه این سه عامل فعلاً در افغانستان به کرسی قدرت نشسته و به صورت عمیق، تعصب را در افغانستان دامن میزند. امیدواریم، خانواده ها اعم از والدین گرامی، برادران وخواهران در امر کاهش تعصب در فامیل شان تلاش کنند و روی هم رفته؛ مسئولین مکاتب، دانشگاه ها، مراکز آموزشی سعی ورزند محیط آگنده از تعصب منفی را به بار نیاورند و دستگاه اداری دولت، پالیسی وحدت را در عمل پیاده کند تا به تدریج به سوی جامعه عاری از تعصب منفی و دارنده تعصب مثبت،گام بر داریم.
