پایگاه رسمی محمدکاظم سروری

مجموعه مقالات و مطالب حقوقی- سیاسی- فرهنگی- اجتماعی - دینی

موانع فرهنگی و عملی تاثیرگذار بر دسترسی زنان افغانستان به عدالت

نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه / زهرا حسینی-پژوهشگر و کارشناسی ارشد روابط بین الملل

اثر حقوقی وکالت بلاعزل به صورت شرط فعل ضمن عقد لازم (مطالعه ای تطبیقی)

نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه - کابل /عباسعلی داروی- استاد دانشگاه- تهران

بررسی شرط عدم عزل وکیل و آثار آن در نظام حقوقی ایران و افغانستان

نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه - کابل/عباسعلی داروی- استاد دانشگاه- تهران

Analysis and Prioritization of Challenges Affecting Water Resource Management in Afghanistan (from the Perspective of Kabul Citizens), international water conference -Kabul 2025

Water resources management refers to a set of actions aimed at preserving, utilizing, and improving the quality of water resources.

تاثیر مدرک گرایی بر کیفیت پایان نامه نویسی

نویسنده: محمدکاظم سروری - استاد دانشگاه - کابل.

سمینار آگاهی‌ دهی پیرامون پالیسی رسیدگی به شکایات استادان و کارمندان تدویر یافت

ارایه کننده: محمدکاظم سروری

تعصب و سرچشمه‏ ی آن در افغانستان

دانشمندان تعصب را به روش تبعیضی، عصبیت قومی و حسادت اجتماعی تشبیه کرده اند و آن‏ را نوعی حرکت خشونت‏بار در مقابل یک توده و یا یک کتله‏ی مردم که  با آن‏ها از لحاظ نژاد، زبان و... متفاوت  است، می‏دانند.

تبارز تعصب، مبتنی بر شرایط و محیط پیرامون هر قوم و جامعه می‏باشد که با این حال، انواع و اقسام متفاوت را شامل می‏شود. به‏طور مثال؛ دید منفی یک گروه در برابری گروه دیگر که تفاو‏ت‏های از قبیل مذهب، فرهنگ، عقیده و حتی موقف اجتماعی خاصی که دارد؛ احساسات طرف را بر می‏انگیزد و او را در صدد می‏سازد تا این موارد را به نحوی نابود کند؛ هرچند که چنین یک دید منفی، عواقب ناگوار و غیر مقابل جبران را به همراه داشته باشد.

اگر به تاریخچه‏ی تعصب بنگریم که همان حسادت و یا تنگ نظری است، از روزگاری قدیم و حتی در دوره حَجَر در بین جامعه بشری موجود بود و انسان های ابتدائی نیز به خاطر بقای حیات خود، برای تأمین غذا و مسکن با به‏کارگیری زور، دست به غارت و اموال  دیگران می‏زدند. اما، اینک همه چیز تغییر شکل نموده  اند، ولی تعصب با همان بار منفی و زشت خود به جا مانده و حال در دنیای مدرن در سطح کلان به عنوان یک حربه‏ی مهلک سیاسی مورد بهره گیری قرار می‏گیرد.

برای تبارز تعصب در مثال؛ برتری جویی هیتلر را به یاد می‏آوریم که با دُرفشی که آلمانی‏ها نژاد برتر اند،  به چی تعداد انسان‏ها را به خاک وخون کشانید! دور نرویم در افغانستان هم مثال‏های زیادی داریم که باعث شد گروهی را قتل عام کنند که همه از همان تعصب قومی سرچشمه گرفته بود. هرچند با پیشرفت علم و فنون، تعصب در کشور اندکی فروکش کرده است، اما کماکان به‏طور غیر مستقیم از سوی بعضی از حلقات بکار گرفته می‏شود که تلنگر باید داد عواقب خطرناکی را به دنبال خواهد داشت؛ چون دیگر موقعی دهه‏های گذشته نیست؛ حالا همه با سلاح قلم و علم مسلح اند که هر گز و تحت هیچ شرایطی، کرنش نمی‏کنند و سخت کشنده و زجر دهنده  خواهند بود. داکتر سخی اشرف زی در مقاله اش بیان کرده است که تعصب نمی‏تواند ارثی باشد؛ وی برای اثبات ادعای خود دلیل می‏آورد و می‏نویسد که؛ یک طفل نوزاد از بطن مادر، متعصب تولد نمی‏شود پس تعصب یک روش کسبی است.

 برای بیشتر روشن کردن بحث نیاز است که به عوامل تأثیر گذار در کسب تعصب در افغانستان اشاره کنیم. اگر بخواهیم بحث را علمی طرح کنیم، ناگزیر به شیوه جامعه شناسان تمسک کنیم. از دید جامعه شناسان برای پذیرش فرهنگ و اجتماع، انسان از خانواده شروع می‏کند سپس، محیط بیرون از خانه، مکتب و مراکز آموزشی و دانشگاه ها است و در اخیر، به‏طور اختصار می‏توان چگونگی تبلیغات وکارکردهای  دستگاه حکومت را نیز مشمول این فرآیند نمود.

هرچند عوامل دیگر هم دخیل اند اما بنابر عدم مجال نمی‏توان به آن‏ها اشاره کرد.  در این مجال، این سه عنصر، اساسی ترین مراحل شکل گیری تعصب است که در ذیل به آن می پردازیم:

 

 

 

یک)  نقش فامیل در کسب تعصب

در این تردیدی نیست که طفل از بطن مادر، متعصب به دنیا نمی‏آید. چه از مادر و پدر پشتون، تاجک، هزاره، ازبیک و یا ایماق باشد از تعصب بو نمی‏برد و حتی توان حرف زدن را ندارد. حرف زدن وی هم نیازمند تعامل با مادر است. به نتیجه یک کار علمی اشاره می کنیم که تعدادی از دانشمندان مصمم شدند تا حدودی پنجاه طفل را بخواهند زبان جدید یاد دهند و به کسانی‏که به آن‏ها خدمت می‏کرد تذکر داده بودند که به هیچ عنوان صحبت نکنند جز اینکه غذا دهند و بر گردند؛ پس از مدتی دیدند که همه اطفال گنگ شدند و کاری نتوانستند که دوباره آن‏ها را به زبان آورند با این نگاه حتی حرف زدن هم اکتسابی است و مربوط به ازمنه خاص است.

با این نگاه، طفل با مرور زمان همه‏ی موارد از قبیل حرف زدن، نان خوردن، قدم زدن و تمامی صفات بد و خوب را از فامیل خود کسب می‏کند. پس، هر عملکردی که بر محیط زندگی فامیلی حاکم است و فرق نمی‏کند که آن اخلاق باشد و یا عنعنات، همه را از خانواده خود کسب می‏کند. پس، روشن است که اگر در فامیل رفتار تعصب گرایانه علیه گروه، قوم و یا کتله‏ی حاکم باشد، این طفل هم متعصب به بار می‏آید و به خود دیکته می‏کند که هر بار آن گروهی را که فامیل اش، روزی در باره‏ی آن‏ها صحبت می‏کردند بیبند، از خود واکنش نشان دهد که خود نمایانگر تعصب وکسب آن از محیط فامیل است.

 

دو)  نقش مکتب‏ها، مراکز آموزشی و دانشگاه ها

قبلاً یاد آوری کردیم که پس از خانه، محیط دوم برای یک طفل، مکتب و مراکز آموزشی به شمار می‏آید. در این مکان‏ها با رویه‏های تازه رو در رو می‏شود.؛ این محیط است که چیزهای جدید را به طفل  ارمغان می‏دهد.

اگر استاد، زمانی‏که در صنف تدریس می‏کند متعصب باشد و رفتار زشت را نسبت به بعضی از شاگردان و دانشجویان به پیش گیرد، یقیناً در ذهن نا خودآگاه این قشر ذخیره شده و روزگاری با طرق مختلف تجلی پیدا می‏کند که یکی از انواع آن، همین تعصب و تبعیض علیه تعلقات استاد همچون  قوم، مذهب، زبان و... می‏گردد. با خود تلقین می‏کند که فلان استاد به دلیل اینکه من از فلان قوم بودم، نمره ام را کم داده است و این موضوع گسترش می‏یابد و حتی در دانشگاه هم همراه اوست و دیگران را نیز دعوت می‏کند. پس، رفتار اساتید، دانشجویان و دانش آموزان در محیط علمی، مهمترین عامل پیدایش تعصب است. دلیل بر این مدعای ما به وفور است؛ اگر شما دقایقی در کنار یک دانشجوی دانشگاه کابل بنشینید؛ می‏شنوید  که چه چیزی در روابط اساتید و دانشجویان حاکم است.

 

سوم) نقش کارکرد‏های دستگاه دولت در کسب تعصب

از آن جهت که ملت افغانستان را اقوام مختلف تشکیل می‏دهد، بناءً نیاز است که دولت افغانستان یک پالیسی مشخص را برای ارائه خدمات ادارات دولتی، ترفیع رتب، استخدام مأمورین دولتی و موارد دیگر، تعقیب و به مرحله اجرا بگذارد. در غیر آن هر نوع تبعیضات وکمی وکاستی سبب واکنش های اقوام ساکن در افغانستان خواهد شد.

مثال عینی آن، همین جنبش روشنائی است که بنابر  برداشت مسئولین این جنبش یک نوعی از تبعیض سیستماتیک علیه قوم خاص است. محرک اصلی این جنبش، براساس گفته های هیئت رهبری آن، این دلیل است که سال‏هاست نسبت به ولایات مرکزی مخصوصاً  ولایت بامیان بی‏توجهی صورت گرفته و دید حکومت به آن تبعیضی و تعصب گرایانه  است.

پس اگر انکشاف متوازن در ولایات مدنظر نباشد، نوع تعصب مردم آن گروه خاصی به حاشیه رانده شده از سوی حکومت را، به همراه خواهد داشت.

در فرجام؛ هر چند مجالی برای تحلیلی این مباحث نداشتم و به عنوان یک مقدمه کوتاه تذکر رفتم ولی اصل این مورد را در صورت علاقه مندی می‏توانید در سایر منابع از همین نویسنده دریابید.

با هرروی، به عنوان نتیجه؛ متأسفانه این سه عامل فعلاً در افغانستان به کرسی قدرت نشسته و به صورت عمیق، تعصب را در افغانستان دامن می‏زند. امیدواریم، خانواده ها اعم از والدین گرامی، برادران وخواهران در امر کاهش تعصب در فامیل شان تلاش کنند و روی هم رفته؛ مسئولین مکاتب، دانشگاه ها، مراکز آموزشی سعی ورزند محیط آگنده از تعصب منفی را به بار نیاورند و دستگاه اداری دولت، پالیسی وحدت را در عمل پیاده کند تا به تدریج به سوی جامعه عاری از تعصب منفی و دارنده تعصب مثبت،گام بر داریم.

یکشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۷ , ۹:۵۰ ق.ظ
مدیر سایت
بیوگرافی

تمامی محتویات این سایت معتبر بوده و به عنوان منبع استفاده شده می تواند.
مدیرسایت مسئول موضوعاتی است که در این سایت نشر می گردد.
مگر مقالاتی که با نام نویسندگان / نویسنده نشر می گردد.
mohammadkazimsarwary@yahoo.com
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ

ابزار وبلاگ

ابزار نظر سنجی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ